هنر و ادبیات

هنر و ادبیات

این وب متعلق به شما عزیزان است. کپی از مطالب و تصاویر هم آزاد است. لطفا اجازه نگیرید :)

۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

رمان قصر از آخرین نوشته‌های کافکاست، او  نوشتن این رمان را دو سال پیش از مرگش ( ژانویه ۱۹۲۲ ) آغاز کرد. این رمان در بیست فصل نگاشته شده که با مرگ کافکا رمان در فصل بیستم ناتمام می ماند. اما با توجه به نشانه ها  و علایم موجود در کتاب می توان حدس زد که کتاب می بایست در فصل بیستم به اتمام می رسید و احتمالا نباید بیشتر از آن ادامه می یافت.

رمان ماجرای مردی بنام «کا» است که در شبی پر برف، وارد روستایی می‌شود  تا شب را استراحت کند اما به او چنین اجازه ای نمی دهند و می گویند در مجاور این دهکده قصر بسیار بزرگی قرار دارد که همه کارها را هدایت می کند و آقای «کا»  برای ماندن در دهکده به اجازه قصر نیاز دارد . او عنوان می کند که مساح* است و به درخواست خود قصر روانه این ده شده است . در تماسی تلفنی ، قصر ادعای اقای «کا»  را قبول می کند و او شب را در مهمان خانه می گذراند . از فردا صبح آقای «کا»  قصد دارد تا جوری به قصر برود و با شرح وظایفش آشنا شود . در ابتدا همه به او می خندند و می گویند دست یابی به قصر غیر ممکن است اما آقای «کا»  پشتکار زیادی دارد . او تلاش می کند و تلاش می کند و در این راه با افراد زیادی صحبت می کند و شایعات و افسانه های زیادی در مورد قصر می شنود و در این بین واقعا نمی تواند نه به قصر دست یابد نه به کارکنان عالی رتبه آن. در این رمان قصر مظهر جایی دست نیافتنی است.

شخصیت اصلی رمان قصر نماد انسانی جستجوگر است که صادقانه تلاش می کند تا به حقیقت و رستگاری دست یابد. او که شغلش مساحی است سمبل انسان معاصر است که تلاش می کند با حذف متافیزیک و ماوراءالطبیعه همه چیز را صرفا با نیروی عقل و منطق خود بسنجد و اندازه گیری کند و چون حقیقت و رستگاری فراتر از عقل اوست شکست می خورد و هر چقدر می کوشد به قصر نزدیک تر شود ناامید تر می شود. ولی با این وجود دست از تلاش برنمی دارد و همین تلاش است که به زندگی اش معنا می دهد. شاید پیام کافکا این باشد که تنها از راه عشق می توان به حقیقت و رستگاری رسید نه از راه عقل و سنجش های عقلی.

*مساح در گذشته به کسی اطلاق میشد که محلی را برای ساختن در نظر می گرفت و آنرا در قالب یک مستطیل در می آورد طول و عرض آنرا مشخص میکرد تا آماده ساختن خانه ، مهمانسرا و ... باشد. یعنی مساح که نقشه بردار زمین است چطور می تواند از اسرار فرازمینی سر در آورد.

۱۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۱۳
فرناز

مادر از همه ی ما ضعیف تر بود؛

نه بخاطر غصه های مشترکمان،

بلکه بخاطر همدردی هایی که

با تک تک ما کرده بود...

برگرفته از رمان قصر اثر

فرانتس کافکا (فصل پانزدهم، صفحه 121)

۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۴۱
فرناز

هر چه انسان تر باشیم زخم‌ها عمیق‌تر خواهند بود، هر چه بیشتر دوست بداریم بیشتر غصه خواهیم داشت ، بیشتر فراق خواهیم کشید و تنهایی‌های‌مان بیشتر خواهد شد . شادی‌ها لحظه‌ای و گذرا هستند ، شاید خاطرات ِ بعضی از آنها تا ابد در یاد بماند ؛ اما رنج‌ها داستانش فرق می‌کند ، تا عمق وجود آدم رخنه می‌کند و ما هر روز با آنها زندگی می‌کنیم ؛ انگار که این خاصیت انسان بودن است.

 

"اوریانا فالاچی، روزنامه نگار و نویسنده ایتالیایی (1929-2006)"

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

این کتاب که رمانی به زبان ایتالیایی است برخلاف اسمش نامه نیست بلکه گفتگوهای زنی باردار با فرزند درون شکمش می باشد. فالاچی از زبان زنی باردار خصوصیات دنیایی که در آن زندگی کرده است را برای فرزند درون شکمش بازگو می کند.

۱۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۱۱
فرناز

ای پسر فاطمه، نور ھدی

 سبز ترین باغ بھار خدا

 با تو دل از غصه رھا می شود

 پاک تر از آینه ھا می شود

ای گل گلزار خدا، یا رضا

آینه قبله نما یا رضا

میلاد هشتمین نور ولایت بر شما دوستان مبارک

۱۷ نظر موافقین ۹ مخالفین ۱ ۰۲ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۴۳
فرناز